هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
14
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
آن روزها دوش به دوشش قرار داد تا بتهايى را كه ابو سفيان پرستش مىكرد و تا به هنگام مرگ نيز كه به محمد و خداى محمد ( ص ) همچنان كفر مىورزيدند مىپرستيد - از اين افتخار بهره نبرد . بهر حال ، خداوند توفيقم بخشيد تا در حد توان و امكانات محدود خويش برخى جنبههاى زندگى آنان را روشن سازم و پس از فراغت از اين كار ، سرشار سعادت و شادى گرديدم چرا كه سيرهء اين بزرگواران ، خداى را به ياد مىآورد و دلهاى مرده را - چنان زمين كه با ابرهاى آسمانى از گياهان مىشكفد - جان مىبخشد و به ميزانى كه هر كس از دانش آنان سيراب گردد و تحت تأثير سيرهء ايشان قرار گيرد ، جاودانگى و عظمت مىيابد . در هر زمان صدها تن دانشمند بزرگوار از شيعيان اينان ، به عرصهء وجود آمدند كه مورد تعظيم و ستايش و ارج قرار گرفتهاند و تاريخ بيشتر علوم با تاريخ ( زندگى ) ايشان پيوند خورده و تنها به اين دليل به چنين مقام والايى رسيدند كه فارغ التحصيل مكتب اهل بيت بودهاند و سيره و آموزههاى آنان را چراغ راه خود قرار دادند و گرنه خود ، چيزى نبودهاند . من ( نويسنده ) مدعى نيستم كه چيز تازهاى آوردهام يا بر همهء جنبههاى زندگى ايشان واقف گشتهام و رمز و راز هر گوشه و كنار آن را دريافتهام ؛ چنين ادعايى ندارم زيرا وقوف بر اين گستره و نهانهاى آن ، براى كسى كه با آنها زندگى نكرده باشد و حضورشان را درك نكرده باشد ، كار آسانى نيست و به نظر من درك آن نيز جز براى آنان كه خداوند از ميان خلقش برگزيد ، ميسر نيست . همهء ادعاى من در اين است كه دربارهء زندگى آنها قلمفرسايى كرده و سعى كردهام جنبههايى از آن را روشن سازم و اميد دارم در اين كار توفيق يارم گشته باشد همچنانكه تلاشم اين بوده كه كارم فشرده باشد بنابراين آنجا كه امكانش بوده ، خلاصه و فشرده نوشتهام و در عين حال گاهى حوادث تاريخى و شرايط سياسى زندگى برخى از آنان و نيز بازيهاى مورخين و تحريفهايى كه به مصلحت زمامداران وقت در انعكاس جريانهاى تاريخى وارد كردهاند ، ناگزيرم ساخته كه ناچار راه بسط و تفصيل بپيمايم لذا بود كه حاصل اين كار را در دو جلد فراهم آوردهام و نخستين جلد را با سخن از صديقهء كبرى نخستين صحابى زن ، خديجه دخت خويلد و نيز صديقه صغرى فاطمهء زهرا ، آغاز كردهام كه آن يك به پاس حقى كه بر هر مسلمان دارد و به منظور ارجگذارى بر خدمات ارزندهاى كه به اسلام كرده و فداكاريهاى بيدريغى كه با ثروت و زندگيش در راه آن مبذول داشته و آن يك كه همچون مادر بزرگوارش در خدمت به پيامبر و اسلام ، كمر همت بست و در اين راه آسايش و راحتيش را مايه گذاشت و پس از وفات مادرش ، مادر بزرگوارترين خاندان تاريخ گشت . . . آنگاه به ترتيب به زندگى هر يك از ايشان ( ائمه ) پرداختهام و حال كه گوشههايى از تاريخشان را تقديمشان مىكنم گاه سخن برادران يوسف را به هنگامى كه پس از برگزيدن او از سول خدا و مبعوث شدنش به پيامبرى به نزدش شتافتند به زبان